این باورهای اشتباه نمی‌گذارد اعتماد به نفستان را زیاد کنید

این باورهای اشتباه نمی‌گذارد اعتماد به نفستان را زیاد کنید

اگر تا اینجا آمده‌اید که مقاله‌ای درباره بالا بردن اعتماد به نفستان بخوانید، حتما قبل این چیزهای زیادی را درباره اعتماد به نفس خوانده یا شنیده‌اید. مثلا پدر و مادرتان از بچگی به شما می‌گفتند که نباید بترسید و یا باید مثل پسر فلانی در جمع حرف بزنید و خود را نشان دهید. کتاب‌های سخنرانی و اعتماد به نفس از افراد با اعتماد به نفس بالا می‌سازند فردی است که یک میکروفون سیار جلوی دهانش است، یک کراوات زده، چهره‌ای زیبا و صدایی رسا دارد. با صحبت‌هایش می‌تواند همه را تحت تاثیر قرار دهد. بازار کتاب‌های موفقیت و اعتماد به نفس پر است از چنین تصاویر و توصیفاتی. عکس روی جلد کتاب‌های این جوزه، صفحات اینستاگرام و ویدئوهای یوتیوب اکثرا چنین نفراتی را نشان می‌دهند. شاید آن نصیحت‌های پدر و مادرتان هم از همین کتاب‌ها گرفته شده بودند. حتی اگر چنین کتاب‌هایی را نخوانده بودند، آدم‌ها دوست دارند چنین تصویر اغراق‌شده‌ای را از افراد بااعتماد به نفس برای خود بسازند. همان طور که دوست دارند پولشان را خرج بلیط فیلم‌هایی کنند که قهرمانانی نترس و رویایی دارند؛ زورو، سوپرمن، رابین‌هود، جیمز باند و … . اما آیا فرد بااعتماد به نفس لزوما باید سخنران برجسته‌ای باشد؟ آیا او در دنیای واقعی نمی‌ترسد؟ آیا او اعتماد به نفسش را قبل از هر نبرد و مقابله‌ای فقط با چند ورد و جمله مثبت بالا می‌برد؟

در این مقاله می‌خواهم بعضی از تصورات اشتباهی را که درباره اعتماد به نفس وجود دارند با شما در میان بگذارم. چرا شناخت این تصورات اشتباه به نفع شماست؟ چون وقتی با تصور اشتباهی به مساله‌ای فکر می‌کنید، خود به خود نتایج اشتباهی هم می‌گیرید. اما اگر تصوراتتان را اصلاح کنید، آنگاه با دید درستی به مساله نگاه می‌کنید و می‌توانید آن را بهتر حل کنید. مثلا اگر بدانید که افراد بااعتماد به نفس هم می‌ترسند و زوروی بی‌باک و سوپرمن فقط مال افسانه‌ هستند، بابت هر بار ترسیدن در مقابل مدیرتان خود را سرزنش نمی‌کنید، بلکه آن را جزئی از واقعیت می‌دانید که ممکن است هر کس دیگری (حتی افرادی که به نظر شما بااعتماد به نفس هستند) تجربه کند.

اشتباه اول: هر وقت اعتماد به نفس نداشتیم، به خودمان تلقین کنیم که می‌توانیم

جواب من: این روش نخ‌نما شده و هیچ اثری روی شما ندارد که هیچ، می‌تواند استرستان را هم زیاد کند.

یادم می‌آید در دوران دبستان وقتی درسی را برای امتحان خوب نخوانده بودم، قبل از هر امتحان کلی به خود تلقین می‌کردم و می‌گفتم: “تو میتونی، اصلا نترس!”، “تو میتونی، اصلا نترس!”. امتحان را می‌دادم و نمره دقیقا به همان اندازه‌ای بود که خوانده بودم و تلقینی که به خود می‌کردم تاثیری روی نتیجه نداشت، جز اینکه سرم را گرم کند تا دقایقی از استرس امتحان منحرف شود. رفته رفته که سنم بیشتر شد و وارد دوره‌های راهنمایی و دبیرستان شدم فهمیدم که طبیعی است که تلقین کردن روی نتیجه کارم اثر نداشته باشد، چون آنچه که در امتحان از من پرسیده می‌شد درباره اطلاعاتی بود که باید می‌خواندم و تلقین باعث نمی‌شد معجزه‌ای شود و آن اطلاعات با یک فلش‌مموری 32 گیگ وارد مغزم شود. حتی آن تلقین روی اعتماد به نفسم هم اثر چندانی نمی‌گذاشت، چون لحظاتی بعد از گفتن آن جملات امیدبخش با خود می‌گفتم که اگر از فلان قسمت که من نخوانده بودم سوال بیاید چه؟ چگونه پاسخ دهم؟ در واقع آن تلقین‌ها اثری بسیار کوتاه‌مدت روی من داشت و جز اینکه مرا برای دقایقی سرگرم کند فایده دیگری نداشت، مثل رفتن پیش فال‌گیری که با پیش‌بینی جذابی از آینده، آدم را برای دقایقی از واقعیت‌های دردآور زندگی دور و در آرزوهایش غوطه‌ور کند. برای چند لحظه و حتی چند روز لذت‌بخش است، اما بعد از چند روز، دوام نخواهد داشت و به محض اینکه آدم از خواب خرگوشی بیدار شود و دوباره طعم تلخی‌ها و مصائب زندگی را بچشد روز از نو و روزی از نو می‌شود. در واقع حرفم با این است که دل بستن به تلقین‌ها برای افزایش اعتماد به نفس راه حل موثری برای شما نیست و اگر زمانی به خود تلقین کردید و روی اعتماد به نفستان اثر نگذاشت، ناراحت نشوید، چون این روش قرار نیست موثر باشد، همان طور که برای من و همکلاسی‌هایم نبود.

اشتباه دوم: نباید ترس داشته باشیم

جواب من: غیر از این باشد جای تعجب دارد!

وقتی می‌ترسیم، یکی از توصیه‌های تکراری اطرافیانمان این است که نترسیم! بله خیلی خوب است که نترسیم، اما آیا می‌شود؟ داستان این افراد را ببینید، شاید شما تجربه کرده باشید:

  • وقتی فردی تنها منبع درآمدی خودش و خانواده‌اش حقوقش است و اگر اخراج شود درآمدش را از دست می‌دهد، چگونه از مدیرش نترسد؟
  • یک دانشجو که برای گرفتن مدرک تحصیلی‌اش به ارفاق استادش در یک واحد نیاز دارد تا آن را پاس کند و مدرکش را بگیرد، چگونه از استادش نترسد؟
  • کسی که در خرج‌های روزانه‌اش مانده و صاحبخانه‌اش تصمیم گرفته است کرایه خانه‌اش را زیاد کند، چگونه از صاحبخانه‌اش نترسد؟

ترس فقط مخصوص بی‌پول‌ها نیست، پولدارها هم می‌ترسند؛ آن کس که پول دارد از این می‌ترسد که روزی پول‌هایش را از دست دهد، آن کس که پول ندارد از این می‌ترسد که پولی به دست نیاورد. آن کس که رییس دارد از این می‌ترسد که رییسش او را اخراج کند، آن کس که رییس ندارد از این می‌ترسد که ورشکست شود. خلاصه همه با ترس مواجه‌اند و از آن گریزی نیست.  خب وقتی همه ترس دارند چرا از ترس بترسیم؟ مارک توآین جایی نوشته است:

شجاعت، مقابله با ترس و سلطه بر آن است نه فقدانِ ترس”

افراد با اعتماد به نفس هم می‌ترسند، مساله اینجاست که می‌توانند آن را مدیریت کنند، حتی گاهی هم نمی‌توانند آن را مدیریت کنند. پس بابت ترس خود را سرزنش و سرخورده نکنید.اعتقاد به اینکه نباید بترسیم، به خودی خود می‌تواند اعتماد به نفس ما را کم کند، چون وقتی می‌ترسیم احساس خجالت و سرخوردگی می‌کنیم و فکر می‌کنیم که مرتکب به کار اشتباهی شده‌ایم. پس می‌بینیم که این باور که نباید بترسیم نه تنها هیچ دردی را از ما دوا نمی‌کند، بلکه می‌تواند باری را روی دوشمان بگذارد و رویمان فشار بیاورد.

اشتباه سوم: اول باید اعتماد به نفسم زیاد شود، بعد شروع می‌کنم

جواب من: برعکس؛ با هر بار تلاش کردن و انجام دادن یک کار، می‌توانیم اعتماد به نفسمان را در آن بیشتر کنیم

اگر اعتماد به نفس بالایی نداشته باشیم، ترس از اینکه کار را خراب کنیم و یا احتمال اینکه آن کار را به سختی انجام دهیم بیشتر می‌شود، بنابراین تمایل داریم تا اول اعتماد به نفسمان را بیشتر کنیم و سپس آن کار را انجام دهیم. به این ترتیب انرژی کمتری صرف می‌کنیم و احتمالا آن کار را بهتر انجام می‌دهیم (حداقل این گونه خیال می‌کنیم). اما اگر با اقدام کردن اعتماد به نفسمان بیشتر شود چه؟ آنگاه آیا با صبر کردن برای افزایش اعتماد به نفسمان آیا وقتمان را تلف نمی‌کنیم؟

اعتماد به نفس محمدعلی کلی در کودکی و قبل از شروع ورزش بوکس بیشتر بود یا بعد از مسابقه‌ای که در آن جو فریزر را ناک اوت کرد؟ مسلما بعد از تلاش کردن و پیروز شدن اعتماد به نفسش بیشتر شد. از طرفی ممکن است حالا با خود فکر کنید که باید حداقل میزانی از اعتماد به نفس را داشته باشید تا شروع کنید. در این حالت می‌توانید آن کار را خردخرد شروع کنید و یا از دیگران کمک بگیرید و آهسته پیش بروید. با هر قدم که جلو می‌روید، بیشتر روحیه می‌گیرید و اعتماد به نفستان بیشتر می‌شود. اگر با قدم جدیدی که برداشتید اعتماد به نفستان کمتر شد، صبر کنید، توانایی‌های خود را تقویت کنید، از افراد خبره راهنمایی بگیرید و همچنان ادامه دهید. در این میان ممکن است منصرف شوید و دست از آن کار بکشید، اما این فقط در حالتی منطقی است که عمیقا به این نتیجه برسید که برای دست کشیدنتان از آن کار دلایل منطقی دارید، نه اینکه صرفا به دلیل نداشتن اعتماد به نفس یا ترسیدن از آن کار منصرف شوید.

اشتباه چهارم: برای داشتن اعتماد به نفس باید به کس دیگری تبدیل شوم

جواب من: اگر تبدیل به کس دیگری شوید، شکننده‌تر خواهید بود. باید تبدیل به خود واقعی‌تان شوید!

حتما الگویی در ذهن خود دارید که می‌خواهید تبدیل به او شوید. یکی کارآفرین است و می‌خواهد روزی به استیو جابز تبدیل شود، یکی فوتبالیست است و می‌خواهد به لیونل مسی تبدیل شود، یکی خیاطی می‌کند و می‌خواهد روزی به دوناتلا ورساچه، طراح مشهور مد ایتالیایی تبدیل شود. گاهی هم الگوها اینقدر معروف نیستند. گاهی دختری دوست دارد مانند مادرش برای فرزندانش مادری کند و با همسری شبیه پدرش ازدواج کند. به هر حال هر کسی الگوهایی در ذهن خود دارد که در مسیر رسیدن به هدف از آن الگو تقلید کند و بخواهد به فردی عین آن الگو تبدیل شود. اما واقعیت این است که این اتفاق هرگز نخواهد افتاد. شما نمی‌‌توانید عین الگویتان شوید. چون ژنتیک متفاوتی دارید، در خانواده متفاوتی بزرگ شده‌اید، در جای متفاوتی رشد کرده‌اید، با آدم‌های متفاوتی روبرو هستید. اما آیا این مساله مهم است که نتوانید کاملا شبیه الگویتان شوید؟ اصلا مهم نیست، چون در عوض شما می‌توانید فردی به بزرگی الگویتان و با شخصیتی متفاوت از او تبدیل شوید و این دقیقا همان چیزی است که ما آدم‌ها در باطن می‌خواهیم. این مطالعه که در 5 مرحله انجام شده، در یکی از مراحل آن از افراد خواسته شده که یکی از خاطرات گذشته خود را به یاد بیاورند که در آن بر اساس ارزش‌ها و نگرش خود و نه دیگران اقدام کردند. سپس از آنها پرسیده شد که در آن شرایط چقدر احساس قدرت کردند. آنهایی که در آن موقعیت‌ها اصیل‌تر و بر اساس ارزش‌ها و باورهای شخصی‌شان اقدام کرده بودند، احساس قدرت بیشتری را تجربه کردند. همچنین آنها در آن شرایط احساسات بهتری را نیز تجربه می‌کردند.

http://journals.sagepub.com/doi/abs/10.1177/0146167218771000

https://www.psychologytoday.com/us/blog/finding-new-home/201806/how-feel-and-appear-more-powerful

مطالعات نشان داده است که قدرت در این نیست که رفتارهایمان را با شرایط تطبیق دهیم، بلکه قدرت در این است که بر اساس ارزش‌ها، احساسات و نگرش‌های خودمان رفتار کنیم. اعتماد به نفس واقعی در این است که خود واقعی شما بروز کند نه اینکه شبیه کسی بشوید

کتاب ص 24

The Self Confidence Workbook A Guide to Overcoming Self-Doubt and Improving Self-Esteem by Barbara Markway PhD and Celia Ampel (z-lib.org)

اشتباه 5: اعتماد به نفس زیاد یعنی اینکه در جمع خودنمایی و سخنرانی کنیم

تصور خیلی‌ها این است که فرد بااعتماد به نفس کسی است که به محض ورود به هر جمعی و مجلسی نقل آنجا می‌شود، سخنرانی می‌کند و توجهات همه را به سمت خودش جلب می‌کند. شاید فردی که همه این کارها را انجام می‌دهد واقعا اعتماد به نفس داشته باشد، به قول سوزان کین؛ نویسنده کتاب “قدرت سکوت درونگراها”:

بین اینکه کسی بهترین سخنران باشد و بهترین ایده‌ها را داشته باشد هیچ ارتباطی وجود ندارد

سوزان کین

کتاب ص 21

The Self Confidence Workbook A Guide to Overcoming Self-Doubt and Improving Self-Esteem by Barbara Markway PhD and Celia Ampel (z-lib.org)

اما اگر فردی سخنران خوبی نباشد و یا نتواند توجه همه را به سمت خود جلب کند لزوما بی‌اعتماد به نفس نیست. در واقع ممکن است فردی سخنران خوبی باشد، اما اعتماد به نفس بالایی جلوی جمع نداشته باشد و برای پنهان کردن اعتماد به نفس پایینش، خودش را در جمع این گونه نشان دهد.

از طرفی ممکن است فردی در جمع ساکت باشد و هیچ حرفی نزند، اما فردی بااعتماد به نفس باشد. منتها اینکه دیگران آن فرد سخنران را در جمع بااعتماد به نفس می‌دانند و روی آن فرد ساکت حسابی باز نمی‌کنند، دلایل مختلفی دارد:

اول این است که آدم‌ها بر اساس اطلاعاتی که دم دستشان است قضاوت می‌کنند. بنابراین هر آنچه را که می‌بینند و می‌شنوند مبنای قضاوت قرار می‌دهند و اغلب حوصله ندارند عمیق‌تر بررسی کنند. رسانه‌ها و کتاب‌های انگیزشی و موفقیت هم روی این مساله اثر گذاشته‌اند. افرادی که سخنرانان ماهری هستند افرادی بااعتماد به نفس خوانده می‌شوند و مورد توجه رسانه‌ها هستند و مردم آنها را دنبال می‌کنند. تصویری که اغلب آدم‌ها از افراد بااعتماد به نفس برای خود ساخته‌اند تصویر فردی سخنران و پرحرف و بذله‌گو است. اما افراد درونگرا که کمتر حرف می‌زنند و بیشتر می‌شوند چه؟ اعتماد به نفس ندارند؟ مسلما این گونه نیست. خیلی سخت است تصور کنیم بیل گیتس، وارن بافت، لیونل مسی که افرادی درونگرا هستند و سخنرانان جذابی هم نیستند اعتماد به نفس نداشته باشند. شما می‌توانید درونگرا و کم‌حرف باشید، اما در کار خود اعتماد به نفس داشته باشید. البته این نباید بهانه‌ای شود که اگر جایی نیاز به حرف زدن و نمایش توانمندی‌هایتان است در لاک خود فرو بروید.

 

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید